روزی رفته بودم یک موسسه آموزشی که یک دوره را بگذارانم و این موضوع سر آغاز شروع یک کسب و کار اموزشی شدو

وقتی که در دوره ثبت نام کردم مدیر موسسه همون موقع من رو به عنوان یکی از افرادی که در موسسه مشغول فعالیت شوند و برای موسسه کارکنند انتخاب کرد

عجب اتفاقی 

همان موقع با خودم گفتم این بابا چرا این پیشنهاد رو داد و من رو به  عنوان یکی از کارمندان خودش انتخاب کرد

من از فردای آن روز بیشتر از اینکه برم کلاس به عنوان مدیر و کارمند مشغول کار را آغاز کردم 

چه لذتی داشت وقتی این توانایی شما رو پیدا کنه و حتی به شما اعتماد داشته باشد و کل مجموعش رو در اختیار قرار بدهد.

از همان موقع با تمام عشق و علاقه مشغول کار شدم و حتی بعضی وقتها من از صبح که می رفتم شب دیر وقت خانه می رفتم تا بتونم موسسه را رشد بدهم واین اعتماد را به سرانجام برسانم

کم کم رشد کردم و هر چه که بیشتر آموزش می دیدم رشد خودم رو در این کار می دیدیم و رفتار دیکران رو می دیم که میگفتند شما در این شغل خیلی موفق می شوید .

هر روز به این کار علاقه من بیشتر و بیشتر می شد و تا زمانی که نقل مکان کردم و وقتی که به شهری دیگر رفتم خودم یک موسسه آموزشی راه اندازی کردم و در این مسیر راه رو انتخاب کردم 

این باعث شد که مسیر زندگی من تغیر کنه و من در راه آموزش و توانمند سازی دیگران قدم بگزارم و کم کم تعداد زیادی از مردم مخاطب من شدند و از سراسر ایران این مخاطبان بیشتر شد 

حالا دیگه در صدصد هستم که آموزش های بیشتر و اثر بخش تری را به مخاطبان خود ارایه دهم و رضایت آنها را بیشتر جلب کنم و تیم تخصصی را شکل بدهم و از آدم هایی که دوست دارند به جامعه خودشون خدمت کنند در تیم  استفاده بشه واین هم یک افتخاره دیگه که نصیب من شده که با چنین انسانهای ارزشمندی آشنا شدم 

این بخشی از ماجرای کسب وکار من است 

شما چه ماجرایی دارید که می خواهید با دیگران به اشتراک بگذراید.

در مسیر تعالی باشید…

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.